خرید بک لینک

"ببین اگه بودی هیچکدوم از این اتفاقا نمیافتاد" این جمله سلیمانی هی میخونم و هی یادت میافتم. واقعا این حرف واقعیه! فکر میکردم توی این عذاب دست کم خودم و خودم اما این جمله و حرفهایی که به گوشم رسیده...

نمیدونم شاید حق با همون دوست قدیمی باشه که میگفت خودت نذار جای نویسنده و پیامها رو به خودت ربط نده...

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

ی وقتایی آدم واقعا منظوری پشت حرفاش و کاراش نیست ولی خب طرف مقابل تا منظور پیدا نکنه آروم نمیگیره. آزار داریم همگی. ی مشت انسان مشکوک به عالم و آدم دور هم جمع شدیم ...

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

+ خوشحالم میری سرکار میدونی چرا؟

- چرا؟

+ دیگه زیاد وقت نمیکنی نق نق کنی

-

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیستکس در همه آفاق به دلتنگی من نیستگلگشت چمن با دل آسوده توان کردآزرده دلان را سر گلگشت چمن نیستاز آتش سودای تو و خار جفایتآن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیستبسیار ستمکار

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

با سقوط دستای مادر تنم چیزی فرو ریختهجرتت اوج صداموبر فراز شاخه آویختای زلال سبز جاریجای خوب غسل تعمیدبی تو باید مرد و پژمردزیر خاک باغچه پوسیدفصلی که من با تو ماشدفصل سبز خواهش برگفصلی که ما بی تو من

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

خسته ای، خسته. از حرفها و کنایه ها و اشاره ها. از آنها که صریحند و از آنها که حرفهاشان را لای زرورق می پیچند. خسته ای. از روزمرگی، از باهار، از پاییز، از کار، از بیکاری. از آدمها که روابطشان با تو بر

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

حالم نه خوبه و نه بد. سردرگمم. خستهام حتی وقتی بیدار میشم. نیاز به ی سفر دارم. ی سفر از جنس رها شدن. شاید ی سفر با ی دوست. فک میکنم چیزی که بهش نیاز دارم همین باشه. خدارو چه دیدی شاید محقق شد...

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

آهنگ 10:10 رستاک یکی از همون آهنگ لعنتیاست که باید بگم اوصیکم به شنیدنش ...

*چقدر دوست دارم غم حالتو*

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

وقتی نه دوست داشته میشی و نه دوست داری چه دلیلی دیگه واسه زندگی کردن باقی میمونه؟ چرا باید اکسیژن حروم کنی؟ شاید خیلی ها هزار دلیل بیارن اما از نظر من همه اون دلایل کشکن. وقتی دوست داشتن رخت بست و رفت باید تعجیل کرد واسه مردن. حالا هی هر روز از خواب بیدارشو و لبخند به بقیه تحویل بده. والله که پوچه این زیستن...

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 13:31

صفحه بندی